(دوزخ‌، باب 20، بند 118)، و پيكو دلاّ ميراندولا1، در حالي كه مقامش را تأييد مي‌كند، از او با منتهاي تحقير سخن مي‌گويد. او پس از 1261 يا 1277، كتاب كاملي به نام كتاب اخترشناسي‌ تأليف كرد، كه فقط به اخترگويي اختصاص داشت‌، و طبعاً مبتني بر آثار عربي در اين زمينه بود، ولي مطالب زيادي از تجربه‌هاي خودش را هم شامل مي‌شد.
كتاب اخترشناسي با مقدمه‌اي كلي در توصيف و دفاع اخترگويي آغاز مي‌شود. فصل‌هاي‌ بعدي (كه در نسخه‌هاي مختلف فرق مي‌كند) درباره‌ٴ برج‌ها، سيارات‌، قرانات‌، اخترگويي‌، هواشناسي ــ يعني پيش‌بيني هوا از روي اخترگويي است ــ قسمت مربوط به اخترشناسي كه‌ مختصر است‌، از فرغاني اقتباس شده است‌.
كتاب اخترشناسي را در اواخر سده‌ٴ پانزدهم‌، فرانچسكو استريگاتي به ايتاليايي ترجمه كرد. در 1572، به آلماني ترجمه شد؛ و در 1676، به انگليسي‌. از ترجمه‌ٴ عبري آن خبري ندارم‌، ولي‌ شخصي به نام العاذر در سده‌ٴ شانزدهم‌، مجموعه‌اي در اخترشماري گرد آورده است كه قطعاتي از اين كتاب بُناتي هم در ميان آثار متعدد ديگر وجود داشت‌.
درباره‌ٴ قديس توماي آكويني‌، قديس بُناوِنتور، اَجيديوي رُمي‌، وريستوروي آرِتسويي ¿ فصل فلسفه‌.

برنارد تريليايي‌2

دومينيكي و اخترشناس لانگدوكي‌. در حدود 1240، در نيمس زاده شد؛ وارد فرقه‌ٴ دومينيكي‌ شد؛ در مونپليه‌، آوينيون‌، و در مدرسه‌ٴ سن ژام پاريس تدريس كرد؛ رئيس دومينيكيان پرونس در 1291؛ در 1292، از دنيا رفت‌.
شاگرد آلبرت كبير. او شرحي بر كتاب ساكروبوسكو به نام مسائل فلكي نوشت كه بيشتر درباره‌ٴ اخترگويي‌، هم‌چنين فيزيك و اخترشناسي بود. در مجادله‌ٴ درباره‌ٴ فلك تدوير و فلك‌ خارج از مركز بطليموس در برابر افلاك متحدالمركز ارسطو، او كاملاً جانب بطليموس را گرفت‌. مساعي آلبرت را براي سازش دادن ميان نظريه‌ٴ تقديم اعتدالين مستمر هيپارخوس و نوسان‌ اعتدالين ثابت‌، دنبال كرد.
برنار يك رشته آثار ديني تأليف كرد: سوٴال و جواب (1279 ـ 1287)، درباب شناخت روح‌، فرق وجود و ذات‌، سوٴالات درباب مسائل روحاني‌، و غيره‌.
اينها نشان مي‌دهد كه فلسفه‌ٴ او اساساً تومايي بوده‌، و او از نخستين پيروان توما به‌شمار مي‌رفت‌.


Pico della Mirando.la .1
Bernard of Treilia, B. of la Treille  .2